ميرزا محمد حيدر دوغلات
397
تاريخ رشيدى ( فارسي )
پيوست و عمّم سيد محمد ميرزا كه از آن سه كس به جاى سيمى ، سر بود ، در غرق آب هراس بىقياس افتاد . اين واقعه در اخسى [ بود ] و عمّم در اندجان بود . و خان همان لحظه مير قنبر را از اخسى به سرعت فرستاد كه توبره خرى بود كه هيچ خر آن را به توبرگى قبول نداشت و مع هذا آداب ابواب حرمت بر وى مسدود كرده طريقه بىادبى را مسلوك مىداشت و تساهل كار او ، حرمت سلطنت را سهل مىساخت . زنهار كه اين امر را محول به كيد نكنند . آنچه رفته ، رفته است . خدمات عاليه احوال ماضى را منسى ساخته چنان كه عادت انفاس ماضى اعادت نتوانند بود ، آن حال نيز به همان انفاس چنان گذشته است كه هرگز معاودت او در لوح خواطر تصور نمىپذيرد . « 1 » مير قنبر « 2 » رفت و به اين معانى تسلى فى الجمله داد . متعاقب ، خان به اندجان رفت و به كرايم ملاحظات و عظايم انعامات ، خط نسخ و رقم عفو بر خطوط خطيه عمّم چنان كشيد كه از سواد سداد و هراس در لوح ضميرش هيچ چيز باقى نماند و روابط محبت و ضوابط مودت ايشان يوما فيوما چنان استحكام مىيافت كه در اواخر حيات بر اتصال يك ديگر چنان مولع بودند « 3 » كه خان چون نام عمّم گرفتى ، اكثر مفارق به رقت گشتى و « 4 » در حدقه چشم بينندهء او ، كه به حوران جنان بينا باد ، « 5 » سرشك حلقه زدى . بيت : كرم بين و لطف خداوندگار * گنه بنده كردست او شرمسار 288 كرم صفاتى كه مروت ذاتى او به اين مثابه باشد كه به قاتل برادر به اين شيوه زندگانى كند ، اگر حضرت كريم غفور در بحر مغفرت غريق رحمت گرداند ، بديع نباشد ( 176 پ ) و انصاف از جانب عمّم خود آن است كه آنچه از خان به ظهور مىرسيد ، از وى به اضعاف و آلاف آن ظاهر شدى ، اما اضعاف و آلاف آن در حيز بشر ميسر نبود اما اين قدر كرد كه در وفا و محبت ، خان را ممات بر حيات اختيار كرد كه شرح اين خواهد آمد . « 6 » بالجمله بعد از تسكين اين امور ، خان در مسند خانى متمكن بود تا پادشاه از سمرقند
--> ( 1 ) . نگ : - طريقه بىادبى را . . . نمىپذيرد . ( 2 ) . نگ : قمبر . ( 3 ) . نگ : - بر اتصال . . . بودند . ( 4 ) . نگ : - اكثر . . . گشتى و . ( 5 ) . نگ : - كه به حوران . . . باد . ( 6 ) . نگ : - كرم صفاتى كه . . . آمد .